نويسنده: فتحي يكن

ترجمه: مولود بهراميان
مقدمهی مترجم
علم و اندیشه فرایندی تکاملی است و در نتیجهی واکنش به مسائل و مشکلات جاری پیشرفت میکند. علم کامل و تکاملناپذیر وجود ندارد. علم و اندیشه از نقد و ابطال حاصل میشود.بحث از انتقاد با نظریهی سه جهان ارتباط نزدیک دارد. جهان اول، جهان اشیا و پدیدههای عینی و مادی است؛ جهان دوم، جهان ذهنی و بینالاذهانی است؛ جهان سوم جهان محصولات عینی ذهن و عقل انسان با جهان معقولات انسان اعم از زبان، ادبیات، هنر، فلسفه،حقوق، اخلاق، علم، حکومت و سایرنهادهای اجتماعی است که در قالبهای عینی و مادی مانند کتاب ضبط شدهاند. انسان آنرا ساخته اما آنرا همچون امری عینی مورد تأمل و نقد و بررسی قرار میدهد.
بدیهی است كه سطح درك، فهم، اندیشه و توان مردم با همدیگر متفاوت است و اختلاف نظر در میان آنان امری طبیعی است. هركس تاریخ اسلام را از زمان بعثت پیامبر تاكنون مطالعه كرده باشد به این نتیجهی حتمی و قطعی خواهد رسید كه همهی مسلمانان به صورتی عام و اهل حل و عقد(خبرگان امور) به صورتی خاص در داوری دربارهی یك مسئله با همدیگر اختلاف نظر داشتهاند؛ گرچه همهی اجتهادات و تلاشها در چارچوب شرع و اسلام صورت گرفته است.
به تبع اختلاف دیدگاهها و تفاوت اجتهادات دربارهی مسائل و رویدادهای جدید؛ پدیدهای به نام "نقد" به زبان امروزی و "تواصی به حق" به زبان قرآن پدیدار گشته است.
تواصی و سفارش به حق یا نقد بنا به فرمودهی قرآن ( باید از شما گروهی باشند كه همواره امر به معروف و نهی از منكر میكنند و آنان رستگارانند) و بنا به احادیث و عمل به فرمودههای پیامبر كه فرموده :"هرگاه كسی از شما كار بدی را دید باید آن را با دست خویش تغییر دهد و اگر نتوانست با زبان خود آنرا منع كند و اگر نتوانست با قلبش از آن وجود بدی ناراحت باشد و این ضعیف ترین مرحلهی ایمان است" و نیز "كسی كه در مقابل ناحقی ساكت و بی صداست مانند شیطان لال است" یكی از واجبات اساسی هر مسلمان و فرمانبرداری از كلام الهی هنگام مشاهدهی عیب یا انحراف از فرد،گروه، دولت یا فرمانروایان است.
نظارت شدید، توجه و رویكرد صادقانه به خداوند متعال و حسن سفارش به حق در میان مسلمانان آنان را از انحراف بازداشته و این رویه در طول تاریخ اسلام وجود داشته است. پیامبر صلى الله علیه وسلم میفرماید: مؤمن برادر مؤمن است و در هیچ حالتی، از خیرخواهی و نصیحت وی دست برنمیدارد( المؤمن أخو المؤمن لا یدع نصیحته على كل حال ). و همچنین در حدیث دیگری آمده است :«حق مؤمن بر برادر مسلمانش این است كه: هنگام نیاز حق را برایش تبیین و روشن نماید و هنگامی كه عزمش در اثر مصیبتی سست میشود آنرا تقویت نماید و هنگامی كه نیكی نمود از وی تشكر به عمل آورد و در هنگام فراموشی به وی یادآوری نماید و زمانی كه دچار ذلت و خواری میشود راهنماییاش نموده و خطاها و اشتباهاتش را تصحیح نموده و در حق، مؤدبانه با وی همراهی نموده در باطل وی را همنوایی و همرهی ننماید؛ مؤمن هدایتگر، راهنما، یاریكننده و امانتدار است.» ( حق المؤمن على أخیه : أن یبین له الحق إذا احتاج ، ویشد عزمه إذا أصاب ، وأن یشكر له إذا أحسن ، ویذكِّره إذا نسی ، ویرشده إذا ذل ، ویصحح له إذا أخطأ ، ویجامله فی الحق ، ولا یسایره على الباطل ، المؤمن هادٍ ودلیل ومعین وأمین )
شرایط نقد:
زمانی كه اسلام "تواصی به حق " را بر مسلمانان واجب گردانیده شرطهای مشخصی را نیز برای آن قرار داده كه باید بر آنها تأكید شده و به آنها مقید شود؛ از جمله:
1- جستجوی راستی:
برای فر مسلمان ضروری است در نقد و پروسهی انتقادی خود حقیقت و راستی را دنبال نموده و در مورد امور، روشنگری و تحقیق کرده و صحت و درستی شایعهها و گفتهها را دریابد؛ چه بسیار شایعاتی كه اصلاً بویی از حقیقت نبرده و بسا گفتهها كه بر اثر كثرت نقل افراد و بسیار بر سر زبانهابودن شايع شدهاند؛ در حالیكه در جهت رسیدن به حقیقت نیستند. كافی است در این موضوع به فرمودهای از پیامبر كه میفرماید: ( كبرت خیانة أن تحدث أخاك حدیثًا هو لك مصدق وأنت له كاذب. رواه البخاری ):« خیانت سترگی است كه شما برای برادر مؤمنت سخن دروغی بگویی و او نیز (با اعتماد به صداقت تو) تو را تصدیق نماید.»
بنا بر فرمودهی پیامبر(ص) «خود را از گمان دور سازید چرا كه گمان؛ دروغترین سخن است.»( إیاكم والظن فإن الظن أكذب الحدیث ) جایز نیست كه نقد بر اساس گمان و شك استوار باشد، بلكه باید بر وجود قرائن ثابت و دلایل قطعی مبتنی باشد.
2- پاك ساختن انگیزه و نیت :
این بدان معنی است كه مسلمان منتقد از انگیزه و عللی كه وی را ناچار به نقد می کند آگاهی داشته باشد؛ از ترس اینكه مبادا علت نقد چیزی از قبیل آرزوهای نفسانی مانند: دوستی، تلافیجویی، انتقامجویی، تحقیر دیگران و یا انگیزهای پست باشد.
در صورتی كه انگیزه و علل نقد برای فرد منتقد روشن نبوده و از این مطمئن باشد كه نقد وی، رضایت خدای متعال را در برندارد و در راستای مصلحت اسلام نیست بل تنها منشأش رشك بردن بر دیگران است، لازم است نقدش را بازپس گرفته و آنرا پی نگیرد.
{ فمن كان یرجو لقاء ربه فلیعمل عملاً صالحًا ولا یشرك بعبادة ربه أحدًا } . هركس كه امیدی به دیدار پروردگارش دارد؛ پس عمل شایسته انجام دهد و هیچ كس را در عبادت با پروردگارش شریك نسازد.
3- انتخاب روش نقد:
در نقد افراد و افکار شایسته است به دنبال بهترین و استوارترین روش نقد و بیان توأم با دلسوزی آنرا بود؛ چرا كه شرط سفارش و توصیه این است كه به حق باشد نه باطل چنانکه خداوند می فرماید:{ وتواصوا بالحق وتواصوا بالصبر } و همدیگر را به حق و صبر سفارش نمودند.
- پسندیده آنست که نقد مشفقانه از برادر مؤمن به تنهایی انجام گیرد؛ زیراكه -به صورت تنهایی – مؤثرتر و امكان دخالت شیطان و وسوسهی وی نیز كمتر است . و سخن خلیفهی راشد علی ـ رضی الله عنه- در این باره بجاست كه فرموده است:" نصیحت در میان مردم و به صورت آشكار به منزلهی در هم كوبیدن شخصیت فرد است".
- شایسته است فرد ناصح و دلسوز با رعایت ادب و حجب و صدای آهسته نقد خود را عرضه كرده و كلمات نیكو و عبارات زیبا را برای بیان مقصودش بكار گیرد .چه بسیار كلماتی كه انسان بدون دقت آنها را بكار میبندد و سبب ایجاد كینه و دشمنیمی گردد و رشتهی برادری را برای همیشه از هم میگسلد.پس باید برادران مسلمان مواظب لغزشها و اشتباهات زبانی باشند و فرمودهی پیامبرشان را بیاد آورند كه فرمود: "ایمان بنده راست و كامل نمیشود تا اینكه قلبش راست شود و دلش راستی نپذیرد تا اینكه زبانش راست نشود." ( لا یستقیم إیمان عبد حتى یستقیم قلبه ، ولا یستقیم قلبه حتى یستقیم لسانه. رواه أحمد )
- پسندیده است ناصح مشفق به شیوهای نرم و آرام برخورد كرده و این سخن خداوند را در قرآن به یاد داشته باشد كه خطاب به پیامبر میفرماید: {ولو كنت فظًّا غلیظ القلب لانفضوا من حولك} و اگر تو تندخو و سنگدل بودی از دور تو پراكنده میشدند. اگر در ارائهی نقد تندخویی و بیادبی باشد راه را بر روی دل و شنیدن گوشها خواهد بست.در حالیكه مدارا ونرمی دلها و روانها را آمادهی شنیدن نصیحت و تأثیر از آن میكند . در نتیجه خیری كه "نصح و خیرخواهی" به خاطر آن تشریع شده است تحقق پیدا میكند.
رسول الله ـ صلى الله علیه وسلم ـ میفرماید :« خداوند عزوجل آنچه را به نرمی و مدارا میدهد به حماقت نمیدهد و هنگامیكه بندهای را دوس بدارد نرمی و مدارا را به وی میبخشد.»
( إن الله ـ عز وجل ـ لیعطی على الرفق ما لا یعطی على الخرق ـ الحمق ـ وإذا أحب الله عبدًا أعطاه الرفق. رواه الطبرانی)
4- موضوعیت داشتن نقد:
ناصح باید نصیحت و نقد خود را با دلیل شرعی كه مبتنی بر اثبات نظر وی است مستدل سازد ؛در بحث و بررسی با برادر مؤمنش باید میانهرو بوده و به دور از تندروی و زیادهروی با طرف مقابل برخورد نموده تا بحث و گفتگویشان به جدل ناپسندی كه هوا و هوس و طبع بشری بر آن حكمفرماست؛ تبدیل نشود. در این حالت شیطان با جنباندن انگشتانش در صدد گسستن پیوندهای نزدیكی به خداوند و انداختن آنان در مصیبت بزرگ است ؛ همچنانكه قرآن به آن اشاره میكند: { وما اختلفتم فیه من شیء فحكمه إلى الله } . اگر در چیزی دچار اختلاف نظر شدید پس حكم آن را به خدا (قرآن)ارجاع دهید.
5- فراخی سینه (شرح صدر)
از برادران ، خواه نصیحتكننده و خواه نصیحتشونده انتظار میرود كه به زینت شكیبایی و شرح صدر آراسته شوند و هدفشان تنها تحصیل رضایت خدا و رسیدن به حقّ و التزام به آن باشد نه اینكه مقصود چیرهشدن یكی بر دیگری و برتریجویی فردی بر شخص دیگر باشد.شایسته است همه این سخن گهربار خلیفهی راشد عمر بن الخطاب ـ رضی الله عنه- را به گوش جان بشنویم كه میفرمود:"محبوبترین افراد نزد من كسی است كه عیب و ایراد مرا به من هدیه میدهد.