دکتر ابوالقاسم فنايی
دشمن داشتن و دشمنی ورزیدن با دشمنان یکی از واقعیات تلخ و ناخوشایند زندگی انسانی است. از قدیسان که بگذریم، انتظار اینکه آدمیان به یک چشم به دوست و دشمن خود بنگرند و با هر دو به یک شیوه رفتار کنند، و از مقابله به مثل بپرهیزند، انتظار واقعبینانهای نیست، یعنی چنین رفتاری از وسع متوسطان بیرون است و لذا مشمول امر و نهیها و بایدها و نبایدهای اخلاقیِ ناظر به رفتار متوسطان نمیشود. یعنی اخلاق متوسطان از ما نمیخواهد که با دوست و دشمن خود به یکسان رفتار کنیم، و دوستی و دشمنی دیگران هیچ نقش و تأثیری در نحوهی رفتار و واکنش ما نسبت به آنان نداشته باشد.
تاریخ فلسفه غرب:
الف) دروس تخصصی:
ب) دروس عمومی مشترك در همهی گرایشهای الهیات
هژار امین _ اشنویه
زمانی برخی از اندیشمندان دینی با اخذ دیدگاهی مبناگروانه، در جستجوی نظریهای بودند که بتوان به عنوان اولین سنگ بنا برای ایجاد ساختمان اندیشهی دینی از آن استفاده کرد. این اندیشمندان در تعیین مصداق این نظریهی زیربنایی، همواره متفق نبودهاند. برخی از ایشان با نامگذاری «نظریهی فطرت» تحت عنوان «امّ المعارف»، آن را مصداق چنین جایگاه بنیادینی دانستهاند. اما با نگاهی به تاریخ روشنفکری دینی، چنین به نظر میرسد که در این سنت فکری –با لحاظ کردن همهی گوناگونیها و تنوع آرایی که در آن دیده میشود- نظریهی وحی، به جایگاه امّالمعارفی ارتقاء یافته است که همهی بخشهای اندیشهی دینی را به شدت تحتالشعاع قرار میدهد.
برخی از دینشناسان، تقابل نگاه روشنفکران دینی به پدیدهی وحی را با نگاه سنتی، ادامهی تقابلی میدانند که در تاریخ فرق اسلامی میان معتزله و اشاعره در باب ماهیت کلام خدا و قدیم یا حادث بودن آن به وجود آمد. اگر چه میتوان گفت که روشنفکری دینی، هم در ایران و هم در جهان عرب، نوعی از عقلانیت اعتزالی را بعد از قرنها رکود و عزلت بار دیگر شکوفا کرد و به میدان آورد. اما فروکاستن تقابل میان روشنفکران دینی و سنتگرایان دینی به جدال کلاسیک میان معتزله و اشاعره رویکرد صائبی به نظر نمیرسد.
آنچه که در این نوشتار کوتاه بیشتر مورد نظر است، تبارشناسی رویکردی است که اکنون در میان دینشناسانی همچون عبدالکریم سروش و محمد مجتهد شبستری در رابطه با پدیدهی وحی وجود دارد.
ههڵویستهیهک لهسهر خوێندنهوهی چهواشهکارانهی عرفان عثمان بۆ کهسێتی پایهبهرزی موحهممهد(د.خ)
شێرکۆ شنۆیی
ئهمڕۆ بۆ تاوو توێ کردنی دیاردهکانو لهوانهش مێژووی ئیسلامی دوو شێوهو ستایل لهلایهن زانایانهوه دهکار دێن؛ یهکهمیان شێوهی سووننهتیو کۆنهو زیاتر بۆ بهرگریو دیفاع له گوزاره ئایینیهکانو دهقه سهرهکیهکانی ئایین پراکتیزه دهکرێو به سهنتهری خوا، مهزهندهی دیاردهکان دهکا.
شێوازی دووههم دیدێکی نوێو سهردهمیانهیه که سهنتهر بۆ ئهو خوا نییه؛ بهڵکو خوودی مرۆڤو توواناو لێهاتوویهکانین. لهو ستایله له شیکردنهوهی چهمکهکانو دیاردهکاندا، پهیامی قورئان، به بۆچوونێکی مۆدێڕنو سهردهمیانهی هێۆمانیستییهوه سهیری دهکرێو مودێڕنیسته موسوڵمانهکان پێیان وایه که ئیسلام بۆ دارشتنی خۆی وهکوو ئایینێکی سێ تۆیی؛ جیهانبینیهکی تایبهت، به مهرکهزیهتی خوا(یهکتاپهرهستن)و کۆمهڵێک چهمکی ئهخلاقیو رهوشتیو دواین بهشو دهرهکیترین بهشی ئهم ئایینه، واته مافهکانو ئهرکهکانی مرۆڤی[1]
دیاری کردوه که له ههر سێک بهش دا، شوێنی له فهرههنگی ئهو کاتی دوورگهی عهرهبی وهرگرتوهو پاشان، قورئان خۆی فۆڕمێکی تایبهتی داوه به فهرههنگو کولتوری ئهم شوێنه که تێیدا ئهو ئهزموونه نهبهوهیه هاتۆته دی. به واتایاکی تر پهیوهندێکی دیالێکتیکی له نێوان ئیسلامو کولتووری ئهو سهردهمی دوورگهی عهرهبی دا ههیه[2].
به نام خدا
آنچه پیش روی شماست، ترجمهای از یک پرسش و پاسخ است که تاریخ آن به آذر ماه سال1371برمیگردد. درآن زمان کاک احمد ماههای آخر زندان و زندگی مبارکش را میگذراند. در ملاقاتی که دست میدهد، پرسشی دربارهی ایمان و كفر مطرح میشود و ایشان با توجّه به محدودیّتهای مختلف پاسخ مختصری را بیان میکند.
خوشبختانه اصل پرسش و پاسخ که به زبان کردی است، به صورت تصویری ضبط شده است و به دلیل اهمیّت موضوع، در سال 1384 سی دی(CD ) آن پخش و در اختیار عموم قرار گرفته است.
اینک به یاری خدا ترجمهی فارسی آن در قالبی نوشتاری به مخاطبین فارسی زبان عرضه میگردد. باشد تا جرعهای از دریای ژرف معرفت دینی کاکه احمد مفتیزاده ـ که به تعبیر خود وی قطراتی است برگرفته از چشمهسارهای حیاتبخشِ کتاب و سنّت ـ کامِ تشنگان جویای حقّ و حقیقت را اندکی از خشکی حاکم بر عرصه معرفت برهاند.
ههڵوێستهیهک لهسهر بێڕێزیی کردن، به پێغهمبهری مهزنی ئیسلام- موحهممهد(د.خ)
نووسین: سهردار شهمامی
پێدا چوونهوهی دهق: بارام
بۆ پیناسه کردنهوهی ههر مرۆڤێکی مهزن، داهینهر، موسلیحو پێشهوایهکی مهزنی مرۆڤایهتی، پێویسته سهرنجێکی ئهو بارو دۆخو کۆمهڵگایه بدرێ که ئهو کهسایهتیه، تێیدا ژیاوهو پاشان بۆ شوێنهوارو گۆڕانکاریهکانی بنواڕدرێ که تا چ ئاستێ، توانیوێتی، کاریگهری ئهرێنیی لهسهر کۆمهڵگه خۆی ههبێو چهنده سهرکهوتوو بووه تا دابو نهریته ناحهزهکان، بیرو باوهڕه لارهکان، خوو خده قێزهونهکان خاشهبڕ بکاو ڕهوشتی جوانو مرۆڤدۆستانهی جێگیر بکا.
زانایانو دهروونناسهکان دهڵێن، ههر مرۆڤێک بهرههمی کارلێکی سێ توخمی رهچهڵهک(ژنتیک)، واقیع و خوودی خۆی(Ego)هو پێکهاتهیهکی گوونجاوی سێ کووچکی تایبهت به خۆی ههیهو زۆر دژواره بتوانێ دهقاودهق پڕۆگرامو کردهی ڕابهرهکهی خۆی جێبهجێ بکاو به موو لێی نهترازێ؛ لهبهر ئهو راستیه زانستیه سهرهوه، ناساندنی ههر رێبهرێک به کردهو ڕهوشتی شوێنکهوتوان، ههڵهیهکی گهورهی زانستییه.
پارهیِ نخست: متن سخنرانی
منبع: جزوه سه سخنرانی از استاد ملکیان، به همت عباس خسروی و
با مساعدت معاونت پژوهشی دانشکده الهیات دانشگاه امام صادق(ع)
در ابتدا سلام عرض میکنم خدمت همهی خواهران و برادران و از خداوند میخواهم که این ساعتی که در خدمت من گذاشتهاند، از سروران تضییع نکنم. چون فرصت کم هست من چارهای جز اینکه سخن را با حذف برخی از مقدمات و احیاناً با اجمالی که در خود ذیالمقدمهها هم رعایت میکنم، به پایان ببرم.
یکی از نکاتی که همهی کسانی که با تاریخ فلسفهی غرب علیالخصوص در یک قرن اخیر آشنایی دارند، دریافتهاند، این است که در میان مکتبهای فلسفی بسیار متعددی که در فرهنگ غرب در قرن اخیر وجود دارد، دو نظام فلسفی از همه مشهورتر و به یک معنا دارای آثار و نتایج گرانتری بوده است؛ یکی از این دو مکتب پوزیتیویسم یا اثبات گرایی است با همهی شاخههایی که دارد، اعم از فلسفهی تحلیل زبانی و آن دسته از فیلسوفانی که از این مکتب تعلق خاطر پیدا کردهاند به منطق صوری جدید، پوزیتویسم منطقی و امثال ذلک! و دیگری مکتب اگزیستانسیالیسم است. من مطلقاً در مقام مقایسهی این دو مکتب نیستم، دوستان کمابیش اطلاع دارند که این دو مکتب خیلی در خلاف هم میکوشند و مجدّند در اینکه یکدیگر را تخطئه کنند، با اینکه هر دو به یک معنا ساعد، غالب و قاهرند، ولی با این همه در اینکه یگدیگر و مواضع هم را تخطئه کنند ، از چیزی فروگذار نکردهاند.
یاساناس كاروانی: خهون به سهربهخۆیی كوردستانهوه دهبینم ههرچیشم لهم پێناوهدا پێ بكریت درێغی ناكهم
3/17/2008 5:46:49 PM
گفتوگۆی رۆژنامهوانی: .محهمهد بهرزنجی . سوید
زۆرێك له وڵاتانی ئهوروپی و ئهمریكا و جیهانی ئیسلامی خۆشحاڵی و پیرۆزبایی خۆیان دهربری له ئاست سهربهخۆی كۆسۆڤۆو, وه دانیان به سهربهخۆی ئهو وڵاته نا , كه دانیشتوانهكهی تهنها خۆی له دوو ملیۆن كهس دهبینێت ,كهچی ئهمریكاو ئهوروپا لهبهر بهرژهوهندی و ههل پهرهستانهی خۆیان له ئاست ئازادی و سهربهخۆی گهلی كورد زمانیان ڵاڵه , بۆ زیاتر قسهكردن له سهر سهربهخۆی كوردستان به باشمان زانی گفتوگۆیهكی رۆژنامهوانی ساز بكهین له گهڵ نووسهرو رۆشنبیر یاساناس ئهبوبهكر كاروانی ئهندامی مهكتهبی سیاسی یهكگرتووی ئیسلامی كوردستان .
خرد آن پايه ندارد كه برو پاى گذارى
بختيارى تو و بر مركب اقبال سوارى
چون توان در تو رسيدن؟ به دويدن؟ به پريدن؟
نور پايى كه چنين با دگران فاصله دارى
ليله القدر وصال تو چه فرخنده شبى بود
تا چه ديدى كه چنين مستى و پرشور و شرارى
شعله در خرمن تاريكى تاريخ فكندى
چشم بيدار زمان بودى و خسبيده به غارى
از اشارات تو روشن شده چشمان بشارت
طرفه فانوسى و آويخته بر طرفه منارى
نه دل من طرب آلود نگاه و نفس توست
از نگاه و نفست حق به طرب آمده، آرى
به شفاخانه قانون تو افتاد نجاتم
كيميايى است سعادت ز فتوحات تو جارى
اى غزلواره پايانى ديوان نبوت
حجت بالغه شاعرى حضرت بارى
دولتى! اختر اقبال بلندى كه بخندى
رحمتى! سينه آبستن ابرى كه ببارى
شاه شمشاد قدان خسرو شيرين دهنانى
كوثر خلد نشان سدره ى معراج تبارى
مژده يى اختر سعدى جرسى نعره ى رعدى
آفتابى، سحرى، خنده صبح شب تارى
يوسفستان جمالى هنرستان خيالى
شكرستان وصالى ز شكر شور برآرى
روح عشقى، هنرى خمر خرابات طهورى
نفحات شب قدرى نفس سبز بهارى
همه اقطار گرفتى، همه آفاق گشودى
به جهادى و مدادى و كتابى و شعارى
توسن تجربه، اى فاتح آفاق تجرد
در شب واقعه راندى ز مدارى به مدارى
ز سوادى به خيالى، ز خيالى به هلالى
پاى پر آبله جبريل و تو چالاك سوارى
بال در بال ملائك به تماشاى رسولان
طائر گلشن قدسى تو و خود عين مطارى
به تجمل بگذشتى به جلالت بنشستى
بر چنان خوان كريمى و چنان خيل كبارى
ميهمان حرم ستر و عفاف ملكوتى
در تماشاگه رازى و تماشاگر يارى
با ظلومان و جهولان و منوعان و جزوعان
مهربان باش چو بر حمل امانت بگمارى
تو بر اركان شريعت نزدى سقف معيشت
سير چشمى تو، رسالت ز تجارت نشمارى
به خدايى كه تو را شاهد سوگند قلم كرد
كه حريفان قلم را به فقيهان نسپارى...
اسفند ۸۴
( تأمّلی در آثار سیاسی همگرایی ملّی مسلمانان شیعه و سنّی در ایران)
عبدالعزیز مولودی
اشاره: یادداشت زیر را حدود 10 سال قبل در سالروز تولّد پیامبر اسلام(ص) نوشتهام که در مناطق اهل سنّت و کردنشین ایران معمولاً مراسم مولودیخوانی برگزار میشود. یادداشت را در شرایطی نوشتهام که دولت آقای خاتمی حاکم بود و به طبیعت آزادهی خودشان، فضایی را مملوّ از تساهل فراهم کردند که آثار ایجابی در داخل سیستم و درخارج از آن(میان اهل سنّت)ایجاد کرد. این دوره، دولت مستعجل بود و یک انتخابات از نوع دیگر، دستاوردهای حاصل را به محاق فراموشی برد. در نتیجه رفتارهای سختگیرانه مذهبی جای آنرا گرفت. اینک با گذشت یک دهه از آن زمان، یادداشت مذکور را بازخوانی کرده و دوبارهنویسی کردهام. تصوّر کلّی من آن است که در مجموع شرایط نسبت به گذشته بدتر شده است. از آنجا که در ایران به صورت رسمی هفتهای به نام"وحدت" نامگذاری و اعلام شده است، شاید این تصوّر را ایجاد کند که در زمینهی مسائل مذهبی دیگر در کشور مشکلی وجود ندارد. به ضرس قاطع میتوان ادّعا کرد که در پرتو دولت دینی، برای بسیاری از معتقدان به ادیان یا مذاهب دیگر مشکلات جدّی در انجام مراسم دینی آنها بوجود آمده است. انتقاداتی که در کنفرانس قطر(که اواسط سال جاری در دوحه برگزار شد)متوجّه دولت ایران شد، نشان از وجود این مشکلات و حسّاسیت جامعهی بینالمللی نسبت به آن دارد. در این اواخر نیز با ابلاغ دستورالعمل تصویب شده شورای عالی انقلاب فرهنگی(مصوب ششصد و سیزدهمین جلسه مورخ 08/08/1386 شورای عالی انقلاب فرهنگی، تاریخ ابلاغ: 11/12/1386، شماره ابلاغ: 7438/دش) در زمینه نحوه اداره، برنامهریزی و ساماندهی مدارس علوم دینی اهل سنّت(1)، آشکارا دخالت در مدارس علوم دینی اهل سنّت قانونی جلوه داده شد. بر اساس دستورالعمل یادشده، شورایی که اکثریت اعضای آن از اهل تشیّع هستند(2)کار نظارت، برنامهریزی درسی، تعیین مواد درسی و حتی جهتدهی فکری به روند آموزشی طلبههای اهل سنّت را برعهده دارند. بدیهی است که در صورت اجرای چنین مصوبهای استقلال و موجودیت نیمبند مدارس علوم دینی اهل سنّت را با مشکل مواجه میکند.
ای آنکه به تدبیر تو گردد ایام
ای دیده ودل از تو دگرگون مادام
وی آنکه به دست توست احوال جهان
حکمی بنما که گردد ایام به کام
نوروز سالهاست که با آغازش گرمی بخش دلها و کانون گرم خانواده هاست نوروزتان مبارک . امیدوارم سالی پر از موفقیت وشادکامی داشته با شید .سال نو و میلاد نبی رحمت بر همه شیفتگان صدیق آن حضرت مبارک باد.